X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
حاکم احساس
حاکم احساس
♥وبلاگ طرفداری حامد همایون♥
♥خــآطراتـــ حامدیـــ♥

cafe-webniaz.irجمعی از خاطرات حامدیِ منcafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir1-چطور شد که مامانم فهمید عاشق حامدم:)cafe-webniaz.ir

cafe-webniaz.ir2-شب یلدا با حامد همایون چگونه گذشت:)

3-اصلا من چطوری همایونی شدم:)و...cafe-webniaz.ir

      cafe-webniaz.irبفرمایید ادامه مطلبcafe-webniaz.ir

چطور من همایونی شدم؟
اولین آهنگی که ازش شنیدم قسمت بود
مامانم با گوشیش گذاشته بود صداشم تا آخر زیادددد
منم بدم نیومده بود ولی هی میذاشت منم خوشم اومد ولی اسمشو نپرسیدم
دیگه هممون حفظ شده بودیم همش داشتیم میخوندیم(حتی داداشم که اون موقع 2 سالش بود حفظ بود)
یادمه یه بار از سرویس پیاده شدم دیدم آهنگاشو یکی گذاشته قسمت هم بود
منم کلی وقت وایسادم گوش دادم و خوندم بعد رفتم تو خونه:)
تو مدرسه هی یکی از بچه هامون زارت و زورت هر موقع میومد داد میزد:
دستممممممممممممممم تو دست یاااااااااوررررررررره
منم نمیدونم از کجا حفظ شده بودم(اون موقع چتر خیسو هم میذاشتن منم حفظ شده بودم،مامانمم هی میذاشت)
پشت بندش میخوندم...دوستام میگفتن خب این کیه؟من:خودمم نمیدونم...حامد نمیدونم چیچی...
یه روز تو مدرسه یکی از بچه ها کلیپ درست کرده بود و آهنگ مردم شهرو گذاشته بود روش
معلممون گفت:.این همون آقای....
همه کلاس:حاااامد همایووووووووووووووووووووونه..
اونجا بود که اسمشو فهمیدم
معلممون:اوه اوه قطعش کنید این شاد میخونه
ما:تروخداااااا بزارید باشه..مجوز داریم...
یکی از بچه ها:بابا چیز بدی نمیگه..میگه خدا هست و خدا هست و خدا هست...
گفت:نهههه بدو صداشو قطع کن.
وقتی رفت هم ما گذاشتیمش و کلی خوندیم و رقصیدیم
بعدم مردم شهرو دانلود کردم همش گوش میدادمش صبحا و انرژی میگرفتم
یه روز داشتم تلوزیون میدیدم یهو وقتی کلیپ حامد رو پخش کردن(چنین کنم چنان کنم)
یا اینکه هنوز اسمشم نمیدونستم یهو ذووووق کردم نمیدونم چرا
و تلوزیونو صداشو تا آخر زیاد کردم...
بعدم حاکم احساس و عشق ناب رو دانلود کردم...
وای اونروز که اومده بود دورهمی..
مامانم که هیچوقت تلوزیون نمیبینه نشست قشنگ گفتگوی حامد رو دید
یه روزم رفتیم مهمونی هیو ریحانه گفت:وااای بچه ها حامد همایون....
منو مهسا فقط گفتیم:واااااااااااااااااای
من:عشقههههه
مهسا:خیلییییییی عالیه
ریحانه:آره خیلییی عشقه
و من از وقتی عاااشق حامد شدم ک تو مدرسه داشتم ازش میگفتم یهو خودم جیغ زدم:
وااااااااااااااااااااااای پس چقدرررررررررر عشقهههههههههه
یهو بقیه دوستامم گفتن:آرههههههههههههههههههه
دیگه آره دیگه بقیشم بفهمید خودتوووون...
واای یه بار وسط آهنگش بود تو تلوزیون داشت پخش میکرد
ما هم خونه مامانجونم بودیم صدای تلوزیونم زیاااااااااد
یهو داییم گفت اعههه این آهنگ همون حامد...
مامانم پرید وسط حرفش:حامد همایوووونه
منم مثل خر ذوووق کردم
داییم:آره آفرین...
 چطور مامانم فهمید عاشق حامدم؟ 

من داشتم با دوستام تو تلگرام میحرفیدم

فاطمه تازه عاشق زین شده هنی هم که عاشق هری

هی قربون میرفتن

منم هی دل دل میکردم نمیدونستم به مامانم بگم یا نه

با خودم گفتم:وای دل بیقرارم دیگه دل ندارم دیگه تا کی باید این عشقو به روم نیارم؟؟

بعد یک سال...

رفتم نشستم پیش مامانم گفتم مامان گوشیتو بزار کنار میخوام باهات حرف بزنم فقط بدو تا پشیمون نشدم

مامانم:چیه؟

من:مامان تو توی دوران نوجوانیت شده عاشق یکی بشی که هیچوقت نتونی ببینیش؟

مامانم:ینی چی؟

من:یعنی شرایط دیدنش نباشه

مامانم:آها مثلا بازیگر؟؟....خواننده؟؟

من:اوهوم

مامانم:جنس مخالف؟مرد؟

من:اوهوم

مامانم:آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآره

من:خب منم عاشق شدم ویییییییییییی

مامانم گوشیشو گرفت دستش و خودشو مشغول نشون داد:عاشق کی؟

من:البته ببین قبلا هم خیلی دوسش داشتما

 ولی درباره یکی از دبیرامون که خیلی دوسش دارم یه چیز فهمیدم که دیگه عااااشقش شدم

مامانم:خب کیه؟

من:حدس میزنی کی باشه؟

مامانم:نمیدونم

من:واقعا؟یعنی انقدر ضایع نبودم که بفهمی؟

مامانم:کیه؟

من:وییییییییی قربونش برم من

مامانم:اعه.خب بگو کیه دیگه

من:من عاشق حامد همایون شدم.

مامانم با قیافه سوالی:آها اسمشو شنیدم.کیه؟

من با چشمای از حدقه بیرون زده:مامان واقعا نمیدونی؟؟

مامانم:چند تا شعراشو بگو یادم بیاد(همچنان گوشی دستش بود.تا آخرش دستش بود)

من:مامان...

مامانم:اعهههه

من:مامان چنین کنم چنان کنم،چتر خیس،قسمت...

مامانم:آهااان همون که تپله؟

من:وییی قربونش برم آره

مامانم:خاک تو سرت

من:مامان واقعا نمیدونستی؟

مامانم:میدونستم خوشت میاد ازش ولی اینکه عاشقش باشی دیگه نه

من:ویییی قررررررررررربونش برم من

مامانم:چیشده حالا میخوای باهاش ازدواج کنی؟

من::/سکوت میکنم که این سکوت منطقی تره.

مامانم:از این عشق آسمانیا که حد نداره و اینا؟؟

من:بازم سکوت...

مامانم:از خودش خوشت میاد یا آهنگاش؟

من:خووودش و آهنگاش........ویییییییییییییییییییییییییییییییی

مامانم:بسه بسه انقدر قربون نرو اه...

منم ضایع شدم پاشدم اومدم تو اتاق

فردا شبش که شب یلدا بود:

رفته بودیم یه مجتمعی واسه شب یلدا برنامه داشتن دعوت بودیم

رفتیم تو سالن یکم نشستیم هی آهنگ گذاشتن محمد علیزاده و امید جهان و...

آهنگ شهرای مختلف هم گذاشتن تا گفت شیراز ذوق کردم ضااایع

مامانم گفت خیلی مسخرست پاشید بریم

مامانم بلند شد رفت منو مامانجونم موندیم

 یهو دیدم حس عاشقیو گذاشتن انقدر صداش بلنده همه هم نعره میزدن و منم ذوووق میکردم

مثل دیوونه ها به مامانمجونم گفتم بدو گوشیتو بدهههههه

بیچاره داشت از ترس میمرد

چند تا مرد دلقک جلوم بودن شوتشون کردم اونور دویدم مثل دیوونه ها دوربینو روشن کردم شروع کردم فیلم گرفتن

 فکر کنم بهم خندیدن بعضیا،چند تا زن هم چجوری خیره شده بودن بهم خخخخ

من وسطای آهنگ بود که شروع کردم فیلم گرفتن که دیگه قطعش کردن آهنگو

اومدیم از مجتمع حالا آهنگای ماشینا

از در اومدیم بیرون باز حس عاشقی بود

بعد یکی نیمه من گذاشته بود

یکم جلو تر یکی حس عاشقی گذاشته بود صداشم تا ته زیاد بود قشنگ زمین میلرزید

صدای ذوق منم بلند شد خخخخخ

خیلی شب یلدای خوبی بود..بارونم که میومد....

بعدش رفتیم خونه مامانجونم انقدر با دختر دایی و دختر خالم ذوق کردیم

تا رفتیم تو اتاق مثل خر ذوق کردم ریحانه با حالت خیلییی تعجب گفت:رفتی کنسرت حااامد؟

من:برو بابا آهنگشو گذاشته بودن تو خیابون و مجتمع

و ماجرا رو براشون تعریف کردم

وقتی رفتیم اون اتاق من تیزر حس عاشقیو دادم ریحانه دید

مهسا هم تیزر نیمه من رو گذاشت با هم قربونش رفتیم ریحانه گفت آره خیلی قشنگه منم دارمش(قبلا ازش متنفر بود)

داشتیم حرف میزدیم من یهو یه عکس نشون مهسا دادم

مهسا داشت حرف میزد یهو مثل چیییییییی ذوووووووووق کرد

ریحانه گوشیو از دستم کشید نگاش کرد

منم رفتم تو اینستای حامد که عکس مامان باباشو نشونشون بدم

دو تاشون گفتن:خودمون دیدییییییییییییییییییم

یه عکسی بود حامد موهاشو کج زده بود 3 تایی ذووق کردیم ریحانه گفت وای اینجا چقدر نازه

رفتم تلگرامش ویسشو گوش دادم مثل گاو ذوق کردم

تازه ریحانه شیدایی رو مثل آدم خوند.همیشه حامدو مسخره میکرد ولی اندفعه واقعا قشنگ خوند

خلاصه خیلیی خوب بود هر سه تامون عاشقش شدیم رفتتتتتتتتت

حالا شبش من دوباره با مامان خانوم صحبتم گرفته بود

من:مامان یه سوالی بپرسم راستشو میگی؟

مامانم:بستگی داره

من:پس نمیگم

مامانم:نگو

من:مامان تو واقعا میدونستی؟

مامان:چیو؟

من زدم تو سرم و گفتم:همین که عاشق یکیم

مامانم:عاشق کی؟

من:حامدهمایون دیگه

مامانم سعی داشت بحثو عوض کنه ولی گفت:قبلا میدونستم 

من:پس چرا اولش که بهت گفتم حامد همایونه پرسیدی کیه؟

مامانم:یه چیزایی ازش میدونستم و میدونستم دوسش داری

 ولی فکر کردم از سرت افتاده تا دوباره فهمیدم همون دیوونه ی عاشقی که بودی هستی

من:امشب انقدر ذووق کردم

مامانم:ذوق کردی؟برا چی؟

من:رفته بودیم اون مجتمعه آهنگشو گذاشتن وقتی نبودی

مامانم یه خنده خوشحالیی کرد و گفت:اعه؟

من:تازه فیلمم گرفتم

مامانم سریع گفت:کوووو؟

من:بده بیارم ببینی

مامانم:خودم پیدا میکنم

من:تو گروه دوستامه

رفت فیلمو دید گفت این که خیلی کم بود

من:آره آخرش رسیدم.

پیام پایینی یاسمنو دید که درباره حمید هیراد بود

مامانم:هیردا چند وقت دیگه خیلی مد میشه همه باکلاسا گوش میدنش..ولی من بقیه آهنگاشو گوش کردم خوشم نیومد

من:مامانننننن آهنگ جدید حامد خیلییی قشنگه

مامانم:بیار گوش کنم

حس عاشقیو دادم بهش خیلی سعی کرد جلوی خودشو بگیره

من:وااای خیلی دوسش دارم

مامانم:سنا خیلی پرروییااااااا

من:چرا؟

مامانم:یعنی چی آخه پررو پررو میگه دوسش دارم

من:همه میرن راحت به ماماناشون میگن جلوشونم ذوق میکنن..مامان مارو باش...

فرداشم من زدم دورهمی حجت اشرف زاده بود

مامانم:اعههه اعههه اعههه عشقت(با خنده ی زیاد)

من:این عشق منه؟این حجت اشرف زادست

ولی خیلی شبیها

مامانم:پس درست حدس زدم

من:ولی اون کجا و این کجا

Related image

فرداشبشم که لیسانسه ها ذوق مرگم کردن

حبیب دستشو برد طرف ضبط خدا خدا کردم آهنگ حامد بزاره

یهو چتر خیسو گذاشت حبیب هم باهاش خوند

منم بلند ذوق کردم

مامانم:ای کوفت

فاطمه و یاسمن کدوم خواننده هارو میخوان؟

من:فاطی و هنی خارجی ان ولی منو یاسی حامد همایونو میخواییم.فاطی و هنیم حامدو خیلییی دوست دارن.

مامانم با یه حالت ذوق مانندی گفت:شعراش شاده....

منو مامانم همیشه آهنگای حامدو باهم میخونیم..خانوداتا دوسش داریم.منو دوستامم تو مدرسه همش آهنگاشو میخونیم

سرود ام المصائب رو هم تو مدرسه اجرا کردیم توی محرم

حالا بماند مامانم همش تو خونه یا یهو داد میزنه دستم تو دست یاااااااااااااااااااااره

یا میگه درددددددددددد حریف ما نشددددددددد و...

در ضمن یه روزیکی از معلمامون سر کلاسمون اومد کلی از حامد تعریف کرد

چند روز بعدش سر یه کلاس دیگه گفته بود من عااااشق حامد همایونم

بعد اون زنگ همه بچه های اون کلاس ریخته بودن این خبرو به من بدن خخخخ

تازه یه بار دیگم تو سرویس اردو همه داشتن چتر خیسو میخوندن

یهو دبیر علوممون گفت اعههه ساکت

همه یه لحظه ساکت شدن بعد به طور هماهنگی شروع کردیم:

ای جاااااان قلب منه آشفته ی دلداره مرنجاااان

بیچاره دبیرمون لال شد منم بغل بود بلند بلند میخوندم که بسووووزه

کلا همه زندگیمه این حامد خان

همه هم دیگه میدونن من عاشقشم

کل مدرسه که میدونن،حتی مامانای دوستامم دیگه فهمیدن انقدر که ضایعم،معلمامم میدونن و...

ببخشید زیاد شد دیگه♥


Tag's: خاطره ، حامد همایون ، خانواده عشق ، وبلاگ طرفداری ، حاکم احساس ، حس عاشقی
نظرات (3) . |by-> ♫♥♪Şคຖค ๓iŞŞ♪♥♫ |Data-> دوشنبه 4 دی 1396 . 20:28
ABOUT

@description
CATEGORIES
TAGS
LINKS
♥♥ساخت کد آهنگ
DES..
OTHER

ابزار نظر سنجی

آپلود عکسکد بارش از موس برای وبلاگ